خونه دل
نیافتند. به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هایی فکر کن که گفتند : به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند. هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد. من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم. من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم. فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید، در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید. قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛زیرا اگر دیگر آنها نباشند،برای اظهار گذشته است؛ "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری. این روزا روزایی که نتیجه شبهای امتحان رو میبینیم . وای خودشم چه نتیجه هایی!!!!!!!!!!!!!! خلاصه امتحانا هم گذشتن و دوباره ایام بیکاری و خواب ۲۴ ساعته رسید خداییش اونقد خوابیدم تو این یه هفته که دیگه از خواب بدم میاد تقلب در حد چی.... اخی نازییییییی! شب یلداتون خوش چه خبر خوش میگذره هندونه داشتین یا نه ؟چطوری بود هندونتون خوش مزه یا..... خوب بابا اگرم بد بوده وللششششششششششش اینو باش چه حالی میکنه از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟ سگمو بردم دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟ ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه . استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت زنه رفته دکتر زنان ، دکتر ازش میپرسه بچتون لگد هم می زنه ؟ زنه جواب میده پَــ نَ پَــ، فحش خواهر مادر میده تو آرایشگاه کار می کردم … از مشتری می پرسم برات ماسک بذارم؟ میگه ماسک برای جوش صورت و اینا ؟! پـَــــــــ نَ پَـــــــــ په ماسک اسپایدرمن رفتم چشم پزشک میگه واسه سرخی چشمتون اومدین ؟ رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یاروگفت راحت باشه؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ خارداشته باشه. موهامو فشن کردم، رفیقم میگه فشن کردی؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ یه موی سفید دراومده، همه به احترامش وایستادن! رفتم تست تاتر یارو گفت یه ترانه بخون، به این فکر میکردم که چی بخونم، یارو گفت داری فک میکنی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این قسمت خالیه اول نواره الان شروع میشه! اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد : پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند… ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید .زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید ؟مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند. آشنایی با واژه های ایرانی (طنز باحال) اداره : محلی که شما بعد از تنشها و جدلهای منزل در آنجا استراحت میکنید. مجرم : فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانستهاند او را دستگیر کنند. تورم : عددی بیخود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است! گارانتی : یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست. تحقیق : کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی. مترو : سونای بخار متحرک! شب امتحان : حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربیگری مایلیکهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند. دانشجو : دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن. بزرگراه : نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیتترین فحشهای باناموسی و بدون آن! رئیس : فردی که وقتی شما دیر به سر کار میروید خیلی زود میآید و زمانی که شما زود به اداره میروید یا دیر میآید و یا مرخصی است. شهرداری : گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژههای نیمهتمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح. از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم : تابلویی که در همهجا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیهی مردم. سطل آشغال : وسیلهییست موجود در خیابانها جهت ریختن زباله در اطراف آنها. مدرک تحصیلی : کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق میکند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد “مگر هنگام ا ز د و ا ج” حراج : اصطلاحیست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج میکنند. بگذار قلم را به غزل بســـــپارم پرسـید: مـگر تو هــم غــزل می گویی؟ (آخرین رباعی خیام)
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی
به افراد دور و بر خود فکر کنید ...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
ندامت خیلی دیر خواهد بود !
"دیروز"
و
اندکی فکر کن ...!
![]()
![]()
تقلب چیست؟یک سری اعمال ننگین در صورت این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد
نوع خاصی از هلو برو تو گلو
شب امتحان شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند
شب ر ق ص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو
خانواده دانشجویان : بینوایان
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایکوت
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش(البته این برا رشته ما نیستاون یكی رشته ها رو میگم.)
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان(به استثنای دانشگاههای علوم پزشكی)
اتوماسیون تغذیه : آژانس شیشه ای
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تسویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : کارآگاه گجت
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گفت من اینجا آشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !
پـَـــ نَ پـَــــ سرخیش عادیه وسطش سیاه شده
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
ستاد مبارزه با پ ن پ
شاید گره ای باز شود از کـــارم
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعــی دارم
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |
















